خان داداش

خرید بک لینک
امروز خان داداش رفت سرکار

خیلی دلم واسش تنگ میشه علی میرفت اقا داداشو به فرودگاه میبرد دم دروایستاده بودم و بدرقه اشون میکردم اقا داداش یه نگاه بم کرد و بعد یه نگاه علی کرد و زد روشونه اش و گف:اقا علی من یه ماهی که نیستم یه دونه ابجیمو به تو میسپارم مواظبش باش

اقاعلی هم یه لبخند از اون لبخندا که من دیوونه میکنه زدو گفت چشم ابجیتون رو چشم ما جا داره

الهی من دورشون بگردم

خان داداش اخرسر که میخواس بره گفت با اینکه محل کارم یه منطقه نظامیه اما تو بگو چی برات بیارم من از زیر سنگم شده پیدا میکنم چی میخوای سوغاتی ابجی کوچیکه؟

منم که کلییی ذوق کرده بودم گفتم الوچه و لواشک الوچه از اون زرده لواشکم از قرمزا هه ههه ههه دیوونه ام کلی بم خندیدن

....

خدایا شکرت واسه این همه خوشبختی مشکلااااااات زندگی فرواونه ولی همیشه تو وجوده منو داداشام یه ارامش خاصی هس که تو بدترین شرایط یعنی واقعا تو بدترین شرایط ارومیم ههه هههه اونم فقط مدیون مامان بابامیم همیشه کنارهمن اصن پشت همو خالی نمیکنند بابام در هیچ شرایطی نماز جماعتو نمازشبش ترک نشده و صدای صوت قرانش هروز درست ساعت ۴ صبح تو خونه میپبچه و مارو واسه نماز صبح بیدار میکنه مادرم که دریای ارامشه حافظ ۳۰ جز قرانه تو ماه رمضون برای یتیمای کل شهر و برای اونایی کع شرابط مالی خوبی ندارن کلاس قران گذاشت و الان نتیجه اشو داره میبینه البته با اینکه حقشه هزینه اشو بگیره اما بخاطر رضای خدا هیچ پولی نگرفت میگه شیرینی اینکه بچه ها دورم جمع مییشن و با عشق قران یاد میگیرن مزد دسته منه..

خدایا شکرررت

~همسر حسینی من~...

ما را در سایت ~همسر حسینی من~ دنبال می‌کنید

برچسب: خان داداش,خان داداش تولدت مبارک,خان داداش پور,فرنوش خانداداش,اسب داداش خان,رستوران خان داداش,معنی خان داداش,شرکت خان داداش,جوک خان داداش,فتوبلاگ خان داداش, نویسنده: بازدید: 301 تاريخ: سه شنبه 23 شهريور 1395 ساعت: 18:58

صفحه بندی