وقتی مجرد بودم و علی تویه زندگیم نبود بخاطر یه سری قضایا بخدا گفته بودم خدایا خاستگاری نیاد برام تا وقتی یه مرد واقعییی همون که امام رضا انتخاب کرده(چون من ازدواجمو به امام رضا سپرده ام میخواستم درحقم اقایی کنند و مطمئن بودم که صدزصد جوابمو میدن فقط منتظرن که من اماده و گنجایش و لیاقت مرد حسینی رو داشتع باشم اخه هرچی باشه انتخاب شاه خراسانه)خودش بیاد و قووووول دادم قووول دادم و نذر کردم که موقعه ازدواجم قبل از اینکه نظر کسیو بپرسم استخاره با قران برام بگیرن اونم نه به هرکسیییی فقط به کس کارش همینه..اخه میدونین ازدواج کلا ریسک بزرگیهههه اصن ادم که از اینده خبر نداره به مامان بابام وقتی علی اومده بود خاستگاریم گفتم جواب جواب قرانه هرچی خدا گفت همون فقط اگ بد اومدخواهش میکنم دیگه اسمی ازش نبرید مامان بابامم قبول کردن ته ته دلم استرس داشتم اما بخودم میگفتم فاطمه ول کن بابا تو که از ۱۰سال دیگه خبر نداری اما خدا میدونه اون هم تورو میشناسه هم اونو بزار خدا انتخاب کنه ...
~همسر حسینی من~...
ما را در سایت ~همسر حسینی من~ دنبال میکنید
برچسب: جواب خاستگاری,جواب سوالات خاستگاری,سوال و جواب خاستگاری, نویسنده: بازدید: 173 تاريخ: جمعه 14 آبان 1395 ساعت: 0:37